مردم

مردم اغلب بی انصاف ٬بی منطق و خود محورند٬

ولی آنان را ببخش!

 

 

اگر مهربان باشی مردم تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند٬

 ولی مهربان باش!

 

 

 

اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت٬ ولی موفق باش!


اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند٬

ولی شریف و درستکار باش!

 


آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند٬

 ولی سازنده باش!

 


اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند٬

 ولی شادمان باش!


نیکی های درونت را فراموش می کنند٬

ولی نيکوکار باش!

 


. بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد!

 

 
ودر نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم!

 

خـدا :
بـنده ی من دو رکعت نمازشکربخوان!

بـنده:

خـدایا خسته ام ..... برایم مشکل است که نیمه شب از خواب بیدارشوم

خـدا :
بنده ی من ،قبل از خواب این دورکعت را بخوان

بـنده:
خدایا دو رکعت زیاد است .... امروز خیلی خسته ام ،آیا راه دیگری ندارد؟

خـدا :
بنده ی من ،قبل از خواب وضو بگیر و روبه آسمان کن و بگو " یاالله ".

بـنده:
خدایا من دررختخوابم،اگر بلند شوم ،خواب ازسرم می پرد!

خـدا :
بنده ی من همانجا که درازکشیدی تیمم کن و بگو " یا الله " .

بـنده:
خدایا هواسرد است و من نمیتوانم دستانم را از زیر پتو دربیارم.

خـدا :
در دلت بگو " یا الله " ،آن را برایت نمازشب حساب میکنم!


بنده اعتنایی نمیکند ومیخوابد!


خـدا :
ملائکه من ،ببینید .....من اینقدر ساده گرفته ام ،اما او خوابیده،،،،،

چیزی به اذان صبح نمانده.....اورابیدارکنید،دلم برایش تنگ شده

اوامشب بامن حرف نزده!

ملائکه:
خداوندا،دوبار اورابیدارکردیم ،اما او بازخوابید!

خـدا :
ملائکه ی من ،درگوشش بگویید ،پروردگارت منتظرتوست!

ملائکه:
پروردگارا!.....بازهم او بیدار نمیشود!

خـدا :
اذان صبح را میگویند...هنگام طلوع آفتاب است،ای بنده ی من بیدارشو

نمازصبحت قضامیشود،خورشید از مشرق سربرمی آورد!

ملائکه:
خداوندا ،نمیخواهی با او قهر کنی؟؟؟

خـدا :
اوجـزمـن کسـی را نـدارد،شـاید تـوبه کـرد....

بـــنده ی مــن، هـنگامی که تــو به نمـاز می ایستی ،من آنچنان

گوش فرامیدهم که انگار همین یک بنده رادارم،،،

اما تو چنان که گویا صدها خدا داری؟؟؟

 

 

بی قرار مهدی(عج)....

بی‌قرار تؤام و در دل تنگم گِله‌هاست

 

آه! بی‌تاب شدن عادت کم حوصله‌هاست

 

مثل عکس رُخ مهتاب که افتاده در آب

 

در دلم هستی و بین من و تو فاصله‌هاست

 

بی‌تو هر لحظه مرا، بیم فرو ریختن است

 

مثل شهری که به روی گُسل زلزله‌هاست

 

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟

 

دیدنت آرزوی روز و شب چلچله‌هاست

 

باز می‌پرسم از آن مسئلة دوری و عشق

 

و ظهور تو جواب همة مسأله‌هاست


معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت:بشین سارا ...
واشكهایش آرام روی گونه هایش لغزید. . . .

 

آهنگر...

آهنگري بود كه با وجود رنج هاي متعدد و بيماري اش عميقا به خدا عشثق مي ورزيد. روزي يكي از دوستانش كه اعتقادي به خدا نداشت از او پرسيد: تو چگونه مي تواني خدايي را كه رنج و بيماري نصيبت مي كند دوست داشته باشي؟
آهنگر سر به زير آورد و گفت : وقتي كه مي خواهم وسيله اي آهني بسازم يك تكه آهن را در كوره قرار مي دهم. سپس آنرا روي سندان مي گذارم و مي كوبم تا به شكل دلخواهم درآيد.اگر به صورت دلخواهم درآمد مي دانم كه وسيله مفيدي خواهد بود اگر نه آن را كنار مي گذارم. همين موضوع باعث شده است كه هميشه به درگاه خداوند دعا كنم كه خدايا! مرا در كوره هاي رنج قرار ده اما كنار نگذار!
 

ادامه نوشته

چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟

سال ۵۹ به یک استاد یهودی آلمانی گفتند:استاد چرا رسانه های

شما نمی گویند امام خمینی؟ خنده ای کرد و گفت:(ما فهمیدیم که

آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد.وقتی ما بگوییم {امام} ایشان

بین کشورهای دنیا شاخص می شود . چون کلمه ی امام قابل ترجمه

 نیست.ولی وقتی بگوییم{رهبر}این کلمه در فرهنگ غرب بار

 منفی دارد.دیگر ما ایشان را در کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار

 می دهیم.کلمه ی {رهبر}به نفع ما و کلمه ی {امام}به نفع

 آقای خمینی است.از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد ما

به ایشان می گوییم{آیت الله} اما {امام}یک بار معنوی

دارد.ایشان اینطور می شود امام امت اسلامی که مسلمان های دنیا را

دور خودش جمع  می کند.)

 

حالا انتخاب با خودمان است.امام  یا رهبر؟