مادرم...
مادر.....

امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی
امده بود بیمارستان، کپسول اکسیژن می خواست؛ امانت برای مادر مریضش.
سرباز بخش را صدا کردم، کپسول را ببرد.نگذاشت. هر چه گفتم:امیر؟،شما اجازه بفرمائید.
قبول نکرد.اجازه نداد. خودش برداشت. گفت: نه! خودم می برم،برای مادرمه.
روز همه ی مادران مهربان ایرانی مبارک.....
=======================================================
پی نوشت:
مادر عزیزم، روزت مبارک...
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:9 توسط (بصیرت-76)
|
شکر لله شيعه اي نامي شديم